عدالت ترمیمی(1)

در بررسی سیر تاریخی و تحولی مکاتب کیفری،در آخرین و روشنترین نقطه،به مکتب عدالت ترمیمی میرسیم.مکتبی که با تکیه بر یک ایدئولوژی نو،یعنی بزه دیده محوری،معتقد است تمام مکاتب کیفری گذشته،با به حاشیه راندن بزه دیده و دادن نقش انفعالی به وی،بنا را از پایه کج بنا نهاده اند.در حالی که این بزه دیده است که باید در مرکز توجهات باشد نه بزهکار.چرا که این گونه با دادن نقش انفعالی به بزه دیده و قرار دادن او در درجه دوم و یا حتی سوم اهمیت،موجبات یأ س و نومیدی او را از نظام کیفری و حتی از مفهوم عدالت فراهم آورده ایم.در جریان عدالت ترمیمی بزه دیده به عنوان نیمه پنهان و فراموش شده جرم،تدریجا در مطالعات و تحقیقات کیفری نقش اساسی پیدا می کند.و تا حدودی موقعیتی را که از دیر باز و در دوره دادگستری خصوصی داشته باز میابد.در این جریان حمایت از بزه دیده و جبران خسارات مادی و به خصوص معنوی او در مرکز توجه قرار می گیرد.
عدالت ترمیمی با محوریت بزه دیده،در یکی دو دهه اخیرلباس یک ایدئولوژی صرف را از تن به در کرده و به حوزه های عملی روز به روز نزدیک تر میگردد.در عدالت ترمیمی سعی بر آن است که تا صبغه کیفری عمل ارتکابی هر چه کمرتگ تر گردد و مسائل رنگ اختلاف به خود گرفته و در حوزه مسائل حقوقی و حقوق مدنی مورد بررسی قرار گیرند.و در این راستا و در چهارچوب این مکتب،جرم به عنوان یک اختلاف و سوء تفاهم مطرح میگردد،که فی ما بین بزه دیده و بزه کار و جامعه مدنی روی داده است.و راه حلی هم که برای رفع این سوء تفاهم پیشنهاد میشود،به این شکل است که نه تنها بزه دیده و بزه کار،بلکه همه افراد ذینفع،نزدیکان و خانواده های آنان نیز در جلسات دادرسی حضور دارند و در مسیر حل این اختلاف از نظرات تک تک آنها استفاده میشود.و به این ترتیب آثار صلح و عدالت،نه تنها بین بزه دیده و بزه کار،بلکه در بین خانواده های آنها و جامعه مدنی هم تسری میابد.
این حالت اگر چه در ظاهر تا حدودی به نفع بزهکار به نظر می رسد،اما با کمی دقت نظر معلوم میشود که در عدالت ترمیمی بزه کار در جلسات بحث و گفتگو،از نزدیک با بزه دیده و خانواده او روبرو میشود و آثار زیان باری را که فعل او برای بزه دیده و خانواده اش به بار آورده است،با دیدگان خود از نزدیک مشاهده میکند و به این شکل ندامت وی از ارتکاب جرم و سعی او بر جبران خسارت وارده عمیق تر و واقعی تر میگردد و مجازات را قلبا میپذیرد و شخصا بر آن صحه میگذارد.نه اینکه خود را قربانی قانون و عدالت بداند و با اکراه و تنفر تن به مجازات بدهد.
(برای خواندن ادامه مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
این وبلاگ متعلق به دانشجویان حقوق ورودی 86 دانشگاه اصفهان می باشد